باورم نميشه٬ که تو مثل يک غروب خورشيد
چشماي گرمتو بستي تو هواي گرم اميد
باورم نميشه که تو٬ پا روي عشقت گذاشتي
مثل يک آهوي اهلي٬ دل به يک غريبه بستي
حالا ديگه خوب ميدونم٬ که گول حرفاتو خوردم
مثل مستا تو خيابون٬ همه رو به مي سپردم
ديگه اون روز رو نميخوام که بگم عاشقت هستم
يا مثل بت پرستا٬ که بگم دل به تو يستم
ديگه تو برام غريبي٬ مثل هر غروب خورشيد
ديگه يادتم نميخوام٬ که برام بياره هر چيز
براي توصيف کارت٬ واژه هارو کم ميارم
توي هيچ کجا نديدم٬ مثل تو که هي مي بارم
من نميدونم چرا تو يه دفعه دل رو بريدي
شايدم گولشو خوردي٬ که ز پيشم پر کشيدي
اگه اون خود غروبه٬ الهي غروب بميره
الهي تو پشت کوه ها٬ ناله هاي بد بگيره
يادته ميگفتي خوبي مثل روزهاي بهاري
يادته نگام ميکردي مثل ناز يک قناري
تو ميگفتي٬ دوست دارم٬ توي دنيا تو رو دارم
تو ميگفتي تويي يارم٬ توي اين شباي تارم
تو هم مثل ديگروني٬ خط خطي و پر خم و پيچ
ولي اين رو خوب ميدونم آخرش ميشي پوچ و هيچ
گفتني هارو که گفتم٬ فقط يک جمله مونده باقي
تا خود روز قيامت ميمونه تو دلم داغي
ديگه خوش باشي عزيزم پيش اون مرد غريبه
خدا ميدونه دل من٬ هنوزم برات نجيبه
